پنجشنبه: 1402/12/10
نسخه مناسب چاپSend by email
روایت «إن علیا علیه السلام ممسوس في ذات الله»

 

سوال : در مورد  روايت [إن علیا علیه السلام ممسوس في ذات الله] برای ما توضیح بفرمایید ؟

 

جواب : بر حسب كتاب «اجازات بحار»، مولى نظام الدّين السيّد احمد بن السيّد محمّد معصوم الحسينى- كه از علماى بزرگ و پدر عالم جليل «سيّد على خان» مؤلّف «رياض السالكين» و «سلافة العصر»- است در اجازه اى كه براى سيّد جمال الدّين محمّد بن السيّد عبدالحسين الحسينى البحرانى- كه او نيز از مفاخر عالم علم است- مرقوم فرموده، مسنداً اين حديث را از حضرت رسول صلّى الله عليه و آله به اين لفظ روايت كرده است: «إن علياً ممسوس في ذات الله».

اين جمله، اشاره به مقام كمال ايمان، و تسليم مطلق و توجّه تامّ حضرت اميرالمؤمنين عليه السّلام به خداوند متعال، و از خود بيخودى و خود نبينى و اطاعت محض آن حضرت از احكام خدا دارد. مقامى كه متصرّف در وجود و مالك قلب و اراده و نيّت صاحب آن در اجراى اوامر الهى و جهاد فى سبيل الله و اقامه حقّ و عدل هيچ چيز و هيچكس جز خدا نيست.
بر خلاف مردم، متعارف و اكثريّت ملاحظات و تزلزل يا تثبيت مواضع شخصى، وجاهت اجتماعى، مقاصد سياسى، خشم و يا خوشنودى و تشويق يا ملامت وحُبّ و بغض اين و آن اورا از انجام وظايف باز نمى دارد.
آرى، آن حضرت ظهور اكمل (كونوا قوامين بالقسط شهداء لله ولو على أنفسكم) ، (يجاهدون في سبيل الله لايخافون لومة لائم)  و (لاتلهيهم تجارة و لابيع عن ذكر الله)  بود.
بى باكانه در هر موضوع و هر پيشامد فرمان و حكم خدا و رسول را اجرا مى كرد و در غزوات و ميادين جهاد بى خوف و بيم و بى هيچ انديشه جلب نفع يا ترس از وقوع در ضرر، از خطرات استقبال داشت؛ و مانند كسى كه نيروى انديشه در اين امور و تأمّل در عواقب خطرناك آن نداشته باشد عمل مى فرمود.
حالِ ممسوسيّت في ذات الله چنين حالى است. حالى است كه اگر چه مرتبه كمال قوّه عقلانى است، در انظار مردم متعارف كه در كار دين و آخرت حسابهاى دنيايى را كم و بيش ملاحظه مى نمايند، بى فكرى محسوب مى شود؛ در صورتى كه بلوغ و رشد حقيقى انسان نيل به اين مرتبه و مقام است.
اميرالمؤمنين عليه السّلام در اين خصيصه عالیه كه مرتبه كمال تفوّق و علوّ منزلت انسان و فرشته است و «ممسوس في ذات الله» تعبيرى از آن است- مرتبه اكمل و اعلى را دارا بود.
در تمام عمر و در تمام مواضع سياسى و اجتماعى و در همه غزوات و در هر كجا و هر شرايطى فقط به وجه الله مى نگريست و به پى آمدها و عكس العمل هاى منفى يا مثبت اين مواقف براى شخص خود و يا كسان و وابستگانش نمى انديشيد.
پى آمدهاى فداكارى‌ها و جهاد آن حضرت در غزوات و قتل سران كفر و شرك از جمله همان كينه‌ها و عقده هايى بود كه خاندان و قبايل آنها، خصوصاً بنى اميّه از آن حضرت و اهل بيتش در دل گرفتند، كه آن احقاد بدريّه و حنينيّه و احديّه و... - كه همه در واقع احقادشان از پيروزى اسلام و دين توحيد و موفّقيّت رسول اعظم صلّى الله عليه و آله بود.
پس از رحلت پيغمبر ظاهر شد؛ و از اسباب مهمّ ورود آن همه مصايب و نوائب بر اهل بيت عليهم السّلام شد.
ولى على عليه السّلام كسى نبود كه خوش نشينى، راحت طلبى و آسايش خود و كسانش را بر نصرت اسلام و اطاعت از فرمان خدا و رسول برگزيند و در اين موقف به مثل اين حسابها بيانديشد.
و از طرف شدن با تمام خلق جهان، در راه انجام وظايف الهى هراس داشته باشد. آن حسابى كه او داشت از اين حسابهاى به اصطلاح زيركانه و عاقلانه ديگران خارج بود.
او ممسوس فى ذات الله بود و مانند شخص غير ملتفت و غافل از اين حسابها، عمل مى كرد. اگر او در اقدامات و كارهايش چنين حسابهايى كرده بود- همانطور كه حتّى دشمنانش معترف بودند-
«لما قام للإسلام عمود»؛ اسلام برپا نمى شد و پرچم توحيد به اهتزاز در نمى آمد. سلام الله عليك يا أمير المؤمنين و يا إمام الموحدين و يا يعسوب الدّين و على ابن عمك و أخيك رسول الله و على أهل بيتك الطّاهرين.

 

يكشنبه / 30 مهر / 1402