رسول الله صلى الله علیه و آله :شَعبانُ شَهری و رَمَضانُ شَهرُ اللّهِ فَمَن صامَ شَهری كُنتُ لَهُ شَفیعا یَومَ القِیامَةِ پیامبر صلى الله علیه و آله :شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قیامت شفیع او خواهم... بیشتر
چهارشنبه: 9/آذر/1401 (الأربعاء: 6/جمادى الأول/1444)

شرایط عقد

مسأله 2379. عقد ازدواج چند شرط دارد:

اول ـ آن كه به عربی صحیح خوانده شود، و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند بهتر بلكه احوط آن است كه كسی را كه می‎تواند به عربی صحیح بخواند وكیل كنند، لكن لازم نیست، و خودشان هم می‎توانند به غیر عربی بخوانند، اما باید لفظی بگویند كه معنی زوجت و قبلت را بفهماند.

دوم ـ مرد و زن یا وكیل آنان كه صیغه را می‎خوانند، قصد انشاء داشته باشند، یعنی اگر خود مرد و زن صیغه را می‎خوانند زن به گفتن «زَوَّجْتُكَ نَفْسِی» قصدش این باشد كه خود را زن او قرار دهد، و مرد به گفتن «قَبِلْتُ التَّزْوِیجَ» زن‌بودن او را برای خود قبول نماید، و اگر وكیل مرد و وكیل زن صیغه را می‎خوانند، به گفتن «زَوَّجْتُ«الخ» وَ قَبِلْتُ» قصدشان این باشد كه مرد و زنی كه آنان را وكیل كرده‎اند زن و شوهر شوند.

سوم ـ كسی كه صیغه را می‎خواند، عاقل و بنابر احتیاط لازم بالغ باشد؛ چه برای خودش بخواند، یا از طرف دیگری وكیل شده باشد.

چهارم ـ اگر وكیل زن و شوهر یا ولیّ آنان صیغه را می‎خوانند، در عقد، زن و شوهر را معین كنند، مثلاً اسم آنان را ببرند یا به آنان اشاره نمایند. پس كسی كه چند دختر دارد، اگر به مردی بگوید:

زَوَّجْتُكَ اِحْدى بَنَاتی

یعنی زن تو نمودم یكی از دخترانم را، و او بگوید: «قَبِلْتُ» یعنی قبول كردم چون در موقع عقد، دختر را معین نكرده‎اند، عقد باطل است.

پنجم ـ زن و مرد به ازدواج راضی باشند، ولی اگر زن ظاهراً با كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضی است، عقد صحیح است.

 

مسأله 2380. اگر در عقد یك حرف غلط خوانده شود كه معنای آن را عوض كند، عقد باطل است.

مسأله 2381. كسی كه دستور زبان عربی را نمی‎داند، اگر قرائتش صحیح باشد و معنای هر كلمه از عقد را جداگانه بداند، و از هر لفظی معنای آن را قصد نماید، می‎تواند عقد بخواند.

مسأله 2382. اگر زنی را برای مردی بدون اجازه آنان عقد كنند، و بعداً زن و مرد بگویند: به آن عقد راضی هستیم؛ عقد صحیح است.

مسأله 2383. اگر زن و مرد یا یكی از آن دو را به ازدواج مجبور نمایند، و بعد از خواندن عقد راضی شوند و بگویند: به آن عقد راضی هستیم؛ اگر عقد با قصد خوانده شده باشد، لازم نیست دوباره بخوانند، اگر چه بهتر است.

مسأله 2384. پدر و جد پدری می‎توانند برای فرزند نابالغ یا دیوانه خود كه به حال دیوانگی بالغ شده است همسر انتخاب كنند، و بعد از آن كه آن طفل بالغ شد یا دیوانه عاقل گردید، اگر ازدواجی كه برای او كرده‎اند مفسده‎ای نداشته، نمی‎تواند آن را به هم بزند و اگر مفسده‎ای داشته، می‎تواند آن را به هم بزند.

مسأله 2385. دختری كه به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می‎دهد، اگر بخواهد شوهر كند، چنان‌چه باكره باشد، بنابر احتیاط باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد، اجازه مادر و برادر لازم نیست.

مسأله 2386. اگر پدر و جد پدری غایب باشند، و اجازه‌گرفتن از آنان ممكن نباشد، و حاجت به تزویج باشد یا دختر باكره نباشد، اجازه پدر و جد لازم نیست.

مسأله 2387. اگر پدر یا جد پدری برای پسر نابالغ خود زن بگیرد، پسر باید بعد از بالغ‌شدن خرج آن زن را بدهد، و هم‌چنین پیش از بلوغ با قابلیت پسر برای استمتاع از او، و تمكین زوجه، باید از مال پسر، نفقه او داده شود.

مسأله 2388. اگر پدر یا جد پدری برای پسر نابالغ خود زن بگیرد، چنان‌چه پسر در موقع عقد مالی داشته، مدیون مهر زن است، و اگر در موقع عقد مالی نداشته، پدر یا جد او باید مهر زن را بدهند.

 

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: