رسول الله صلى الله علیه و آله :شَعبانُ شَهری و رَمَضانُ شَهرُ اللّهِ فَمَن صامَ شَهری كُنتُ لَهُ شَفیعا یَومَ القِیامَةِ پیامبر صلى الله علیه و آله :شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قیامت شفیع او خواهم... بیشتر
سه شنبه: 14/تير/1401 (الثلاثاء: 5/ذو الحجة/1443)

احكام دیه

مسأله 2807. اگر كسی عمداً و به ناحق، دیگری را بكشد، ولیّ كشته می‎تواند قاتل را عفو كند یا با رعایت شرایط قصاص در قاتل و مقتول او را بكشد یا مقداری كه در مسأله بعد گفته می‎شود از او دیه بگیرد، اما اگر از روی خطا بكشد، مثلاً برای حیوانی تیر بیندازد و اشتباهاً كسی را بكشد، ولیّ كشته حق ندارد او را بكشد، اما می‎تواند دیه بگیرد.

مسأله 2808. دیه كشتن مرد مسلمان آزاد كه قاتل باید بدهد یكی از شش چیز است:

اول ـ صد شتر كه داخل سال ششم باشد.

دوم ـ دویست گاو.

سوم ـ هزار گوسفند.

چهارم ـ دویست حله و هر حله دو پارچه است كه در یمن می‎بافند.

پنجم ـ هزار مثقال شرعی طلا كه هر مثقال آن 18 نخود سكه‎دار است.

ششم ـ ده هزار درهم كه هر درهمی 6/12 نخود نقره سكه دار است، و از زن مسلمان آزاد نصف هر یك است.

مسأله 2809. دیه چند چیز مثل دیه كشتن است كه مقدار آن در مسأله پیش گفته شد:

اول ـ آن كه دو چشم كسی را كور كند، یا چهار پلك چشم او را از بین ببرد؛ و اگر یك چشم او را كور كند، باید نصف دیه كشتن را بدهد.

 

دوم ـ دو گوش كسی را ببرد یا كاری كند كه هر دو گوش او كَر شود، و امید خوب‌شدن در آن نباشد؛ و اگر یك گوش او را ببرد یا كَر كند، باید نصف دیه كشتن را بدهد، و اگر نرمه گوش او را ببرد، باید ثلث دیه كشتن را بدهد.

سوم ـ تمام بینی یا نرمه بینی كسی را ببرد.

چهارم ـ زبان كسی را كه لال نیست از بیخ ببرد، و اگر مقداری از آن را ببرد، باید به نسبت نقص حروف بیست و هشتگانه دیه بدهد كه اگر یك حرف نتواند بگوید، یك بیست و هشتم دیه، و اگر دو حرف نتواند، دو بیست و هشتم، و اگر تمام زبان كسی كه لال باشد ببرد، ثلث دیه را باید بدهد، و اگر مقداری از زبان لال را ببرد، باید به نسبت نقص زبان دیه بدهد، یعنی در نصف نصف ثلث، و در ربع ثلث دیه را بدهد.

پنجم ـ تمام دندان‎های كسی را از بین ببرد، و دیه هر كدام از دوازده دندان جلوی دهان كه شش عدد بالا و شش عدد پایین می‎باشد، پنجاه مثقال شرعی طلا است، و هر مثقال شرعی 18 نخود است، و اگر یكی از شانزده دندان عقب را كه هشت عدد آن‌ها بالا و هشت عدد پایین است از بین ببرد، باید بیست و پنج مثقال شرعی طلا بدهد.

ششم ـ هر دو دست كسی را از بند جدا كند، و اگر یك دست را از بند جدا كند، باید نصف دیه كشتن را بدهد.

هفتم ـ ده انگشت كسی را ببرد، و دیه هر انگشت یك دیه كشتن است.

هشتم ـ پشت كسی را طوری بشكند كه نتواند بنشیند، و دیگر درست نشود.

نهم ـ هر دو پستان زنی را ببرد، و اگر یكی از آن‌ها را ببرد، باید نصف دیه كشتن را بدهد.

دهم ـ هر دو پای كسی را تا مفصل، یا همه ده انگشت پا را ببرد، و دیه هر انگشت ده یك دیه كشتن است.

یازدهم ـ تخم‎های مردی را از بین ببرد.

دوازدهم ـ طوری به كسی آسیب برساند كه عقل او از بین برود.

سیزدهم ـ به كسی صدمه‎ای بزند كه دیگر بوی خوب و بد را نفهمد، و اگر به كسی صدمه‎ای بزند كه منی از او خارج نشود، بنابر احتیاط واجب باید دیه كامله بدهد.

مسأله 2810. اگر انسان كسی را عمداً و به ناحق بكشد و ولیّ مقتول عفو كند یا دیه از او بگیرد، باید دو ماه روزه بگیرد و شصت فقیر را سیر كند و یك بنده آزاد نماید، و اگر او را بكشند، احتیاط لازم آن است كه كبار از ورثه كفاره را به نحوی كه ذكر شد از سهم الارث خود بدهند، ولی اگر اشتباهاً بكشد، عاقله، یعنی قوم و خویش پدری قاتل مانند پدر و عمو و برادر بلكه پسران و اجداد پدری قاتل به طوری كه در كتب مفصله بیان شده،

 

باید دیه او را بدهند، و خود قاتل یك بنده آزاد كند، و اگر نتواند بنده آزاد كند، دو ماه روزه بگیرد و اگر این را هم نتواند، شصت فقیر را سیر كند.

مسأله 2811. كسی كه سوار حیوان است، اگر كاری كند كه آن حیوان به كسی آسیب برساند، ضامن است، و نیز اگر دیگری كاری كند كه حیوان به سوار خود یا به كس دیگر صدمه بزند، ضامن می‎باشد.

مسأله 2812. اگر انسان كاری كند كه زن حامله سقط كند و سقط‌شده محكوم به اسلام و حریت باشد، چنان‌چه چیزی كه سقط شده نطفه باشد، دیه‎اش بیست مثقال شرعی طلای سكه‎دار است، كه هر مثقال آن 18 نخود می‎باشد؛ و اگر علقه، یعنی خون بسته باشد، چهل مثقال، و اگر مضغه، یعنی پاره گوشت باشد، شصت مثقال، و اگر استخوان شده باشد، هشتاد مثقال، و اگر گوشت آورده ولی هنوز روح در او دمیده نشده، صد مثقال، و اگر روح در او دمیده شده، چنان‌چه پسر باشد، دیه او هزار مثقال، و اگر دختر باشد، دیه او پانصد مثقال شرعی طلا است.

مسأله 2813. اگر زن حامله كاری كند كه بچه‎اش سقط شود، باید دیه آن را به تفصیلی كه در مسأله پیش گفته شد به وارث بچه بدهد، و به خود زن چیزی از آن نمی‎رسد.

مسأله 2814. اگر كسی زن حامله را بكشد، باید دیه زن و بچه را بدهد.

مسأله 2815. اگر پوست سر یا صورت مردی را پاره كند، باید یك شتر به او بدهد، و اگر به گوشت برسد و قدری از آن را هم ببرد، باید دو شتر بدهد، و اگر خیلی از گوشت را پاره كند، باید سه شتر بدهد، و اگر به پرده نازك استخوان برسد، چهار شتر، و اگر استخوان نمایان شود، پنج شتر، و اگر استخوان بشكند، ده شتر، و اگر بعضی از ریزه‎های استخوان از جای خود بیرون آید، پانزده شتر، و اگر به پرده مغز سر برسد، باید سی و سه شتر بدهد.

مسأله 2816. اگر به صورت كسی سیلی یا چیز دیگر بزند به طوری كه صورت او سرخ شود، باید یك مثقال و نیم شرعی طلای سكه‌دار كه هر مثقالی 18 نخود است بدهد، و اگر كبود شود، سه مثقال، و اگر سیاه شود، باید شش مثقال شرعی طلا بدهد، ولی اگر جای دیگر بدن كسی را به واسطه‌ زدن، سرخ یا كبود یا سیاه كند، باید نصف آنچه را كه گفته شد بدهد.

 

مسأله 2817. اگر به حیوان حلال‌گوشت یا حرام‌گوشت كه ملك او باشد كسی زخم بزند یا چیزی از بدن آن را ببرد، باید تفاوت قیمت سالم و معیوب آن را به صاحبش بدهد.

مسأله 2818. اگر انسان سگ شكاری كسی را بكشد، باید بیست و یك مثقال معمولی نقره سكه‎دار به او بدهد، و اگر سگی كه نگهداری خانه را می‎كند یا سگ گله كسی را تلف نماید، باید ده مثقال و نیم نقره سكه‌دار بدهد، و اگر سگی كه پاسبانی زراعت را می‎كند بكشد، باید نه من و نیم و سه سیر و چهارده مثقال و نیم گندم كه تقریباً 29 كیلو و 75 گرم می‎شود بدهد.

مسأله 2819. اگر حیوان، زراعت یا مال كسی را از بین ببرد، چنان‌چه صاحب حیوان در نگهداری آن كوتاهی كرده باشد، باید مقداری را كه ضرر زده به صاحب مال یا زراعت بدهد.

مسأله 2820. اگر بچه، یكی از گناهان كبیره را انجام دهد، ولی یا دیگری به اذن ولیّ او می‎تواند به قدری كه ادب شود و دیه واجب نشود او را بزند.

مسأله 2821. اگر كسی بچه‎ای را طوری بزند كه دیه واجب شود، دیه مال طفل است، و اگر مرده، باید به ورثه او بدهد، و چنان‌چه مثلاً پدر بچه به قدری او را بزند كه بمیرد، دیه او را ورثه دیگرش می‎برند و به خود پدر از دیه چیزی نمی‎رسد.

مسأله 2822. دیه اعضا و جراحات وارده بر زن تا به مقدار ثلث دیه مرد نرسیده با مرد مساوی است، و به مقدار ثلث دیه مرد كه رسید، دیه زن نصف دیه مرد است.

 

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: