رسول الله صلى الله علیه و آله :شَعبانُ شَهری و رَمَضانُ شَهرُ اللّهِ فَمَن صامَ شَهری كُنتُ لَهُ شَفیعا یَومَ القِیامَةِ پیامبر صلى الله علیه و آله :شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قیامت شفیع او خواهم... بیشتر
سه شنبه: 14/تير/1401 (الثلاثاء: 5/ذو الحجة/1443)

نصاب نقره

مسأله 1905. نقره دو نصاب دارد: نصاب اول آن 105 مثقال معمولی است كه اگر نقره به 105 مثقال برسد، و شرایط دیگر را هم كه گفته شد داشته باشد، باید چهل یك آن را -كه 2 مثقال و 15 نخود است- از بابت زكات بدهد، و اگر به این مقدار نرسد، زكات آن واجب نیست؛ و نصاب دوم آن 21 مثقال است، یعنی اگر 21 مثقال به 105 مثقال اضافه شود، باید زكات تمام 126 مثقال را به طوری كه گفته شد بدهد، و اگر كمتر از 21 مثقال اضافه شود، فقط باید زكات 105 مثقال آن را بدهد و زیادی آن زكات ندارد؛ و هم‌چنین است هر چه بالا رود، یعنی اگر 21 مثقال اضافه شود، باید زكات تمام آن‌ها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود، مقداری كه اضافه شده و كمتر از 21 مثقال است زكات ندارد. بنابراین اگر انسان چهل یك هر چه طلا و نقره دارد بدهد، زكاتی را كه بر او واجب بوده داده و گاهی هم بیشتر از مقدار واجب داده است، مثلاً كسی كه 110 مثقال نقره دارد، اگر چهل یك آن را بدهد، زكات 105 مثقال آن را كه واجب بوده داده، و مقداری هم برای 5 مثقال آن داده كه واجب نبوده است.

مسأله 1906. كسی كه طلا یا نقره او به اندازه نصاب است، اگر چه زكات آن را داده باشد، تا وقتی از نصاب اول كم نشده، همه ساله باید زكات آن را بدهد.

 

مسأله 1907. زكات طلا و نقره در صورتی واجب می‎شود كه آن را سكه زده باشند، و معامله با آن رایج باشد، و اگر سكه آن از بین هم رفته باشد، باید زكات آن را بدهند.

مسأله 1908. طلا و نقره سكه‎داری كه زن برای زینت به كار می‎برد در صورتی كه معامله با آن رایج باشد، بنابر احتیاط، زكات آن واجب است، و اگر معامله با آن رایج نباشد اگر چه پول طلا و نقره به آن بگویند، زكات آن واجب نیست.

مسأله 1909. كسی كه طلا و نقره دارد، اگر هیچ‌كدام آن‌ها به اندازه نصاب اول نباشد، مثلاً 104 مثقال نقره، و 14 مثقال طلا داشته باشد، زكات بر او واجب نیست.

مسأله 1910. چنان‌كه گفته شد زكات طلا و نقره در صورتی واجب می‎شود كه انسان یازده ماه مالك مقدار نصاب باشد، و اگر در بین یازده ماه، طلا و نقره از نصاب اول كمتر شود، زكات بر او واجب نیست.

مسأله 1911. اگر در بین یازده ماه، طلا و نقره‎ای را كه دارد با طلا یا نقره یا چیز دیگر عوض نماید یا آن‌ها را آب كند، زكات بر او واجب نیست؛ ولی اگر برای فرار از دادن زكات، این كارها را بكند، احتیاط مستحب آن است كه زكات را بدهد.

مسأله 1912. اگر در ماه دوازدهم، پول طلا و نقره را آب كند، باید زكات آن‌ها را بدهد، و چنان‌چه به واسطه آب‌كردن، وزن یا قیمت آن‌ها كم شود، باید زكاتی را كه پیش از آب‌كردن بر او واجب بوده بدهد.

مسأله 1913. اگر طلا و نقره‎ای كه دارد خوب و بد داشته باشد، می‎تواند زكات هر كدام از خوب و بد را از خود آن بدهد، ولی بهتر است زكات همه آن‌ها را از طلا و نقره خوب بدهد.

مسأله 1914. طلا و نقره‎ای كه بیشتر از اندازه معمول فلز دیگر دارد، اگر خالص آن به اندازه نصاب برسد، انسان باید زكات آن را بدهد؛ و چنان‌چه شك دارد كه خالص آن به اندازه نصاب هست یا نه، بنابر احتیاط واجب باید به وسیله آب‌‌كردن یا از راه دیگری مقدار خالص آن را معلوم كند.

مسأله 1915. اگر طلا و نقره‎ای كه دارد به مقدار معمول فلز دیگر به آن مخلوط باشد، نمی‎تواند زكات آن را از طلا و نقره‎ای بدهد كه بیشتر از معمول فلز دیگر دارد، ولی اگر به

 

قدری بدهد كه یقین كند طلا و نقره خالصی كه در آن هست به اندازه زكاتی می‎باشد كه بر او واجب است اشكال ندارد.

موضوع: 
نويسنده: 
کليد واژه: